تبليغاتX
گاهنامه - کدامین خانه و کدامین چهار خونه ؟؟؟!!!
گاهنامه

                                                                 یا مصور

    قطعاْ هنوز در جامعه ما ، خانواده بزرگترین اثر را در تربیت و سیر تربیتی فرزندان به عهده دارد . در حالی که امروزه در دنیای غرب زندگی مردمانش به شدت در سیطره و چنگال مدرنیته قرار گرفته و حجم بالای رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی آنان را سخت به خود مشغول کرده و لذا  بیشترین تاثیر در امور تربیتی از سوی رسانه ها بر روی کودکان انجام می پذیرد و خب از آنجا که ما هم به تاخت و مخلصانه داریم خود را به همان جامعه مدنی آنها می رسانیم ، پس در کشور ماهم رسانه ها تاثیر بسیار زیادی در تربیت فرزندان دارند . این اتفاق در چند سال اخیر بسیار بیشتر شده است . لذا باید رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی و نهاد خانواده به تعامل مناسبی برسند تا در نهایت با تربیت صحیحتر فرزندان جامعه به تربیت بهتر اسلامی و اجتماعی برسد .

    قعطاً با توجه به دولتی بودن اکثر رسانه ها در کشور ما و نبود رقیب خاصی در این زمینه این وظیفه کاملاً دولتی شده است . خب این هم می تواند ثمرات زیادی داشته باشد و هم شاید به جهت نبود رقیب ، رسانه ها به نوعی بی تفاوتی در زمینه تولید محتوا برسند . (هرچند که اگر روحیه انقلابی و جهادی در تمامی اربابان رسانه در کشورمان باشد و رسالتشان را جزئی از تکلیفشان نسبت به انقلاب اسلامی بدانند دیگر نیازی به رقیب نیست . ) به طور قطع بیشترین تاثیر رسانه را در کشور ما و شاید در تمام دنیا تلویزیون بر روی مخاطبان خود می گذارد .

    اگر به بررسی عملکرد رسانه ملی در این ۳ دهه سپری شده از انقلاب بپردازیم به طور قطع به نقاط بسیار روشن و گاه به نقاط فوق العاده تاریک بر می خوریم . البته قطعا هیچ کس توقع ندارد که رسانه ملی هیچ اشتباهی در ساخت برنامه های خود نکند ، اما خب توقع ساخت برنامه های ارزشمند تر توقع بالایی نیست . رسانه ملی  گهگاه در ساخت سریال های تلویزیونی بسیار خوب عمل کرده و با ساخت سریالهایی با محتوای بالای مذهبی و ملی تاثیرات خوبی را بر روی مخاطبین گذاشته است . اما در این بین نبود برنامه های دینی عمیقتر و خوش ساخت تر به وضوح به چشم می آید و انگاری هزینه کردن و ساخت استودیوی مانند آن چیزی که برای پخش مسابقات فوتبال - از لحاظ ساخت دکور - در نظر گرفته می شود توقع بی جا و بالایی است . اکثر این برنامه ها دارای ساختاری کاملا مشابه و تکراری هستند . برنامه های مناسبتی گهگاه فوق العاده خوب ساخته می شوند اما نمی دانم چرا رسانه ملی در کوران پخش مسابقات فوتبال از سرتاسر جهان - حتی از  جزایر دور افتاده آفریقا - توجه کمتری به ساخت برنامه هایی مانند آنچه که گاهی در مناسبتها ساخته می شود دارد .  

    یکی از نکات مهم در برنامه های رسانه ملی برنامه های تفریحی است که بیشتر فقط جهت پر کردن اوقات افراد و مثلا جلوگیری از عدم اتلاف وقت جوانان عزیز است . یکی از مهمترین برنامه هایی که در چند سال اخیر به طور جدی به آن پرداخته می شود و قطعا هزینه های فوق العاده ای هم برای آن پرداخته می شود ، برنامه های طنز دنباله دار است . در یک نگاه ساخت چنین برنامه هایی با توجه به فضای جامعه و کارکرد ضعیف بعضی از نهاد های فرهنگی در انتقال شادی صحیح ، خوب جلوه می کند . هرچند خنداندن این برنامه ها خنداندن سطحی و بیشتر الگو گیری از شوهای دست چندم غربی است . اما مهتر بحث محتوای این برنامه هاست که باید حتما به آن پرداخته شود .

                  کدامین خانه ؟؟؟!!!

ü     نکته اول : ادبیات و تیپ خاص و غیر معمول بازیگران این مجموعه های هرشبه است که با توجه به جدید بودن و تکرار هر شب آن تاثیر بسیاری بر روی مخاطبین خود می گذارد و متاسفانه اکثر این مخاطبان کودکان و نوجوانان هستند . قطعا بارها با استفاده از این نوع گفتمان از سوی کودکان و نوجوانان مواجه شده ایم . شاید این نوع گفتمان در نگاه اول خیلی مهم به نظر نرسد ، اما در زمانی که به شدت ادبیات وفرهنگمان مورد هجمه قرار گرفته است ، بهتر است کمتر خودزنی کینم ...

ü     نکته دوم : نبود محتوای مناسب و عدم وجود پیام صحیح و مشخص در این برنامه ها به وضوح به چشم می آید . در اکثر این مجموعه ها تا ۲۰ قسمت اول تیم سازنده به دنبال کالبدشکافی فضای ذهنی  و ذائقه مخاطب هستند و حتی گاهی احساسا می شود که مایه های اصلی داستان با توجه به همان کالبدشکافی تغییر می کند و حتی بعضی از شخصیتها حذف و یا تعویض می گردند . این نشان دهنده نو عی بی برنامه گی در ساخت این گونه مجموعه ها را نشان می دهد .

ü     نکته سوم : اما به نظرم مهمترین نکته انتخاب سوژه ها و درونمایه های داستانی این مجموعه هاست . در تمامی مجموعه های اخیر داستان در یک بستر خانوادگی در حال جریان است که متاسفانه در مجموعه ای  که در حال حاضر در حال پخش است ، این روند به بدترین شکل صورت می پذیرد . در این مجموعه قرار است ما به هر قیمتی بخندیم و اصلا مهم نیست که چه چیز را برای این خنداندن قرار است ذبح کنیم . مهم این است که بخندیم . حتی اگر شده به قیمت توهین به همه پیوندهای خانوادگی باشد . اما انصافا فضاهای خانوادگی که انتخاب شده است ، آیا هیچ نمونه بیرونی دارد ؟؟؟ آیا اولا ما نمی توانیم هیچ بستری غیر از خانواده برای شکل دادن به یک داستان طنز اینگونه انتخاب کنیم ؟؟؟ و حالا اگر اجبار و الزامی در انتخاب بستر خانواده است ، آیا نباید این فضا کمی ملموستر و واقعی تر باشد ؟؟؟ متاسفانه در خانواده ای که الان هر شب از سیمای جمهوری اسلامی در حال پخش است هیچ احترامی در بین افراد آن وجود ندارد و هیچکس در جایگاه خود نیست . پدر در این خانواده مردی منفعت طلب و ضعیف است و مادر فردی عصبی و احساسی و فرزندان بیشتر به لودگانی می مانند که انگاری قرار است از هر راهی پدر و مادر و برادرو خواهر خود را سرکیسه کنند . متاسفانه تمامی روابط منفعت طلبانه است و حتی همیشه بعد از خنداندن مخاطب کمترین سعی در القای رفتار خطای افراد آن خانواده انجام می گیرد .

حالا آن ضرورت تربیتی و اینگونه برنامه سازی و این شخصیت پذیری کودکان و نوجوانان این جامعه ، چه بر سر آینده این کشور خواهد آورد خدا می داند .

کاش در گیر و دار پخش لحظه به لحظه فوتبال و ساخت مخلصانه این گونه برنامه ها کمی هم به فکر ناتوی فرهنگی بودیم ...

اصلا ناتوی فرهنگی غرب چیست ؟؟ و نکند خودمان داریم به سرعت به نوعی در مسیر آن حرکت می کنیم . شاید هم ناتوی فرهنگی خیلی موضوع مهمی نیست که کسی بدان بپردازد ...


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |